close
تبلیغات در اینترنت
شعر آدمی و گرگ سروده سید علی صالحی
loading...

پایگاه ادبی گنجینه

فرمانِ گرگ و فرودِ گيوتين سرهای بُريده بر عرشه‌های آب روئيدنِ رطيل در خوشه‌های گندم چلچله‌های سوخته بر کرانه‌های قير. خبر می‌رسد دريا آتش گرفته است. سيلابِ ماسه‌های رياض هجومِ هند سقوطِ بُرجِ اَسَد رستاخيزِ مُردگانِ چِچِن مراثی مسکو، مزارهای مَنهَتن، خبر می‌رسد مورانِ بَعلِ…

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
بیاین مشاعره 23 3386 hadiramesh1376
من امینم شمام خودتونو معرفی کنین 13 3135 saye
بیوگرافی سهراب سپهری 1 5026 arezootam
داستان های طنز 7 2469 guis
دانلود دیوان حافظ و گلاستان سعدی 1 1726 dorkman
زوال 0 1016 akmin91
جدید ترین آیا میدانید 91 0 2111 editor
1 اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی شیرازی 1 1327 mrbavandpoor
توانایی زبان فارسی در معادل‌سازی 0 1313 editor
زاویه دید در داستان 0 1380 editor
«بچه‌های بدشانس» دوباره به نمايشگاه می‌آيند 0 964 editor
نگاهي به مجموعه داستان «روياي مادرم» 0 1069 editor
25 فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری 0 921 editor
بیوگرافی ناصرخسرو حارث قبادیانی 0 1243 editor
بیوگرافی دکتر محمد علی اسلامی ندوشن 0 2259 editor
بیوگرافی دکتر محمد معین 0 1063 editor
آموزش قالب شعری قصیده 0 1153 editor
بیوگرافی مرتضی کاتوزیان 0 1238 editor
بیوگرافی جمشید هاشم پور 0 1109 editor
الفبای قصه نویسی 0 939 editor
شعر خلیج همیشه فارس 0 1512 editor
بیوگرافی زهرا اسدی 0 1326 editor
بیوگرافی آنتوان چخوف 0 927 editor
بیوگرافی فرشته ساری 0 1036 editor
بیوگرافی صادق هدایت 0 1254 editor
بیوگرافی خیام نیشابوری 0 1137 editor
داستان های کوتاه کوتاه 2 1778 editor
بیوگرافی حافظ شیرازی 0 2252 editor
زندگینامه مرحوم قیصر امین پور 0 9936 editor
بیوگرافی فروغ فرخزاد 0 2795 editor

شعر آدمی و گرگ سروده سید علی صالحی

فرمانِ گرگ و فرودِ گيوتين
سرهای بُريده بر عرشه‌های آب
روئيدنِ رطيل در خوشه‌های گندم
چلچله‌های سوخته بر کرانه‌های قير.
خبر می‌رسد
دريا آتش گرفته است.


سيلابِ ماسه‌های رياض
هجومِ هند
سقوطِ بُرجِ اَسَد
رستاخيزِ مُردگانِ چِچِن
مراثی مسکو، مزارهای مَنهَتن،
خبر می‌رسد
مورانِ بَعلِ زَبوب
تمامی کشمير و کرانه‌های چين را بلعيده‌اند.
رمبو، عَدَن، اروپا
کمُون، ستاره، صليبِ شکسته، شب.
عبورِ اقيانوسِ تيغ و نمک
از خوابِ اورشليم،
و آوازهای عجيبِ جادوگرِ بزرگ
بر جنازه‌ی رسولانِ نی‌نوا.


تماشا کنيد
در کتاب‌سوزانِ اين هزاره،
کلمات از وحشتِ تکلمِ شيئی
به بی‌نامیِ نخستينِ خويش باز می‌گردند!


و دريا، و گرگ،
و نفت، ناروا، گريوه، دروغ،
و احتمال، تاريکی، ترور ...!
و باد
آخرين خبرچينِ خسته‌ی بن‌لادن،
که از خارزارِ خشاب و خشخاش می‌آيد وُ
از تلاوتِ هزاره‌ی انتحار می‌گذرد.


از بغداد خبر می‌رسد
بارانِ مار و غبار موريانه می‌بارد هنوز،
و گرگ
دو تا گرگِ گرسنه
که از سه‌راهیِ دروازه‌دولت
به جانبِ ما می‌آيند،
می‌آيند سمتِ خيابانِ شريعتی می‌پيچند،
می‌روند رو به راهِ کوهِ بزرگ.


در بازخوانیِ خواب‌های مُردگان
اشتباهِ عجيبی رُخ داده است.
خُنياگرِ خاموشِ اين روايتِ مخفی می‌دانست
در آخرين پرده‌ی اين بازی بزرگ چه می‌گذرد،
اما هرگز از آوازهای مرموزِ آخرالزمان
با ما سخن نگفت.


آن روز
پياده‌روها
پوشيده از پوتين‌های کهنه بود
بوی خاکسترِ کتاب و خردلِ تازه می‌آمد
شهر خلوت بود
کاهنان به کنيسه‌ی نَبوکَدِ نصر رفته بودند.


تانک‌ها، طياره‌ها، راه‌ها، مردمان،
گورستانِ گهواره‌ها
زوزه‌های گرگ
گنجشک‌های ناتمام،
و مُردگانِ جُلبک‌پوشِ پنج‌شنبه‌ها
در شمارشِ بی‌پايانِ گورکنانِ پير.


گفتم گرگ،
دو تا گرگِ گرسنه
از سه‌راهیِ دروازه‌دولت
پيچيده بودند سمت شريعتی
داشتند رو به کوه می‌رفتند.
يک عده
مشغولِ خواندنِ نمازِ وحشت بودند،
عده‌ای ديگر
به هوای نان و مَرهَم و چاقو
به چراغ‌های روشنِ دريا دشنام می‌دادند،
همهمه‌ی باد
پُر از وحشتِ وزيدن بود.


گرگ‌ها
پايين‌تر از پلِ سيدخندان
زباله‌دانیِ بزرگِ شهرداری را بو می‌کردند،
خالی بود
زباله‌دزدهای سحرگاهِ سگ
پايتختِ پشيمان‌شدگان را شُسته بودند.
آن‌سوتر
زنانی باردار از سرزمينِ آناباز
بر مردگانِ بی‌گورِ خويش مويه می‌کردند،
و بعد
بارانِ بُراده‌های عنکبوت،
و بعد
بابِلِ بی‌نبی،
و بعد
جنازه‌ی جهان بود
که بر دوشِ مورچگانِ گرسنه
به جانبِ گورگاهِ گوانتانامو می‌رفت.


گريه نکن حِزقيالِ نبی
امروز
پيش از سقوطِ بُرج‌البَراجنه،
ملاعمر
به تنگه‌های تورابورا خواهد رسيد.


و دلهره، و مور،
دريا، دماوند، اَژی‌دهاک،
و ذهنِ علف
که در بارشِ ريزه‌های ذغال می‌زاييد،
و تکه ابری تاريک
و تلفظِ لهجه‌ی نمک،
جراحتِ مزمنِ همخوابگی،
هياهوی جغد وُ
حضور جن،
و جاده‌هايی جنازه‌پوش
تا انتهای جهان.


گرسنگی چيز خوبی نيست
جنگ ... چيز خوبی نيست.
حالا هر دو گرگِ گرسنه
از حوالیِ گورستانِ هفتم گذشته بودند،
داشتند رو به کوه می‌رفتند.
بالاتر از ويرانه‌های پُل
کودکی با پایِ مصنوعی‌اش در دست
دماوندِ دوردست را
نشان‌اشان داده‌بود.


بو می‌آمد
بویِ اورادِ آل
بوی اورانيوم
بوی ادرارِ مُردگان می‌آمد.


عده‌ای سياه‌پوش
از راهِ ری
به جانبِ تجريشِ تشنه می‌رفتند.


جادوگر بزرگ
هنوز هم در غيابِ گُلِ سرخ
از گهواره‌های بی‌راهِ نيل سخن می‌گفت.
راهِ خاوران از دريا دور بود،
راویِ سه‌چشم
با عُمرِ توراتی‌اش بلند،
رو به همهمه‌ی باد
به رسولانِ خسته‌ی خاورميانه دشنام می‌داد.


آسمان ... آبستنِ تَراخُم و تاول بود،
و ما
بازماندگانِ هزاره‌ی حوصله
هر کدام با تکه‌ای از تنفسِ نور
از قتل عامِ بی‌دليلِ دريا گذشته بوديم.


سپيده‌دم
داشت دنيا را روشن می‌کرد،
هر دو گرگِ گرسنه
در مخروبه‌های آخرين بارگاهِ ساسانی
پیِ توله‌های گمشده‌ی خود می‌گشتند،
و شهر
تمامِ شهر
پُر از لاشه‌ی سربازانی بود
که از ماوراء بحار
برای چيدنِ گُل سرخ آمده بودند:
تهران، حلبچه، بغداد، کابل،
و کلماتی کهن‌سال
که از خوابِ قابيلِ گرسنه برمی‌خاستند،
تا بر آخرين صخره‌ی جهان بنويسند:
آدمی و گرگ
آدمی و گرگ
آدمی و گرگ ...!
admin بازدید : 672 جمعه 07 مهر 1391 زمان : 21:54 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات

  • شاعران نامی
  • شاعران کلاسیک
  • شاعران جهان
  • نویسندگان ایرانی
  • نویسندگان جهان
  • داستان
  • شعر
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • کتاب
  • گالری تصاویر
  • نقاشی
  • آموزش
  • اخبار
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 425
  • کل نظرات : 245
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 438
  • آی پی امروز : 36
  • آی پی دیروز : 44
  • بازدید امروز : 152
  • باردید دیروز : 181
  • گوگل امروز : 6
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 950
  • بازدید ماه : 3,211
  • بازدید سال : 14,692
  • بازدید کلی : 956,139
  • نرم افزار





















    تبلیغات