close
تبلیغات در اینترنت
شعر لعنت سروده سیمین بهبهانی
loading...

پایگاه ادبی گنجینه

خواب و خیالی پوچ و خالی این زندگانی بود و بگذشت  دوران به ترتیب و توالی سالی به سال افزود و بگذشت هر اتفاقی چشمه یی بود  از هر کناری چشم بگشود  راهی شد و صد جوی و جر شد صد جوی و جر ، شد رود و بگذشت در انتظار عشق بودم اوهام رنگینم شتابان گردونه شد بر گل گذر کرد  دامان من آلود…

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
بیاین مشاعره 23 3386 hadiramesh1376
من امینم شمام خودتونو معرفی کنین 13 3135 saye
بیوگرافی سهراب سپهری 1 5026 arezootam
داستان های طنز 7 2469 guis
دانلود دیوان حافظ و گلاستان سعدی 1 1726 dorkman
زوال 0 1016 akmin91
جدید ترین آیا میدانید 91 0 2111 editor
1 اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی شیرازی 1 1327 mrbavandpoor
توانایی زبان فارسی در معادل‌سازی 0 1313 editor
زاویه دید در داستان 0 1380 editor
«بچه‌های بدشانس» دوباره به نمايشگاه می‌آيند 0 964 editor
نگاهي به مجموعه داستان «روياي مادرم» 0 1069 editor
25 فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری 0 921 editor
بیوگرافی ناصرخسرو حارث قبادیانی 0 1243 editor
بیوگرافی دکتر محمد علی اسلامی ندوشن 0 2259 editor
بیوگرافی دکتر محمد معین 0 1063 editor
آموزش قالب شعری قصیده 0 1153 editor
بیوگرافی مرتضی کاتوزیان 0 1238 editor
بیوگرافی جمشید هاشم پور 0 1109 editor
الفبای قصه نویسی 0 939 editor
شعر خلیج همیشه فارس 0 1512 editor
بیوگرافی زهرا اسدی 0 1326 editor
بیوگرافی آنتوان چخوف 0 927 editor
بیوگرافی فرشته ساری 0 1036 editor
بیوگرافی صادق هدایت 0 1254 editor
بیوگرافی خیام نیشابوری 0 1137 editor
داستان های کوتاه کوتاه 2 1778 editor
بیوگرافی حافظ شیرازی 0 2252 editor
زندگینامه مرحوم قیصر امین پور 0 9936 editor
بیوگرافی فروغ فرخزاد 0 2795 editor

شعر لعنت سروده سیمین بهبهانی

خواب و خیالی پوچ و خالی
این زندگانی بود و بگذشت
 دوران به ترتیب و توالی
سالی به سال افزود و بگذشت
هر اتفاقی چشمه یی بود
 از هر کناری چشم بگشود
 راهی شد و صد جوی و جر شد
صد جوی و جر ، شد رود و بگذشت
در انتظار عشق بودم
اوهام رنگینم شتابان
گردونه شد بر گل گذر کرد
 دامان من آلود و بگذشت
عمری سرودم یا نوشتم
 این ظلم و این ظلمت نفرسود
 بر هر ورق راندم قلم را
 گامی عبث فرسود و بگذشت
اندیشه ام افروخت شمعی
در معبر بادی غضبنک
 وان شعله ی رقصان چالک
 زد حلقه یی در دود و بگذشت
 کردم به راهش گلفشانی
وان شهسوار آرمانی
چین بر جبین ، خشمی ، عتابی
بر بندگان فرمود و بگذشت
با عمر خود گفتم که دیری
 جان کنده ای ، کنون چه داری
پیش نگاهم مشت خالی
چون لعنتی بگشوده و بگذشت

admin بازدید : 620 چهارشنبه 05 مهر 1391 زمان : 13:29 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط خدمات سئو بهینه سازی در تاریخ 1394/4/7 و 10:58 دقیقه ارسال شده است

خدا رحمت کنه سیمین رو شعرهای بی همتایی داشت.


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات

  • شاعران نامی
  • شاعران کلاسیک
  • شاعران جهان
  • نویسندگان ایرانی
  • نویسندگان جهان
  • داستان
  • شعر
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • کتاب
  • گالری تصاویر
  • نقاشی
  • آموزش
  • اخبار
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 425
  • کل نظرات : 245
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 438
  • آی پی امروز : 36
  • آی پی دیروز : 44
  • بازدید امروز : 146
  • باردید دیروز : 181
  • گوگل امروز : 6
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 944
  • بازدید ماه : 3,205
  • بازدید سال : 14,686
  • بازدید کلی : 956,133
  • نرم افزار





















    تبلیغات