close
تبلیغات در اینترنت
شعر بهار بهار سروده محمد علی بهمنی
loading...

پایگاه ادبی گنجینه

بهار بهار صدا همون صدا بود  صدای شاخه ها و ریشه ها بود  بهار بهار  چه اسم آشنایی ؟ صدات میاد ... اما خودت كجایی  وابكنیم پنجره ها رو یا نه ؟  تازه كنیم خاطره ها رو یا نه ؟ بهار اومد لباس نو تنم كرد تازه تر از قصل شكفتنم كرد  بهار اومد با یه بغل جوونه  عید آورد از تو كوچه تو خونه  حیاط ما یه غربیل  باغچه ما یه گلدون  خونه ما همیشه  منتظر یه مهمون  بهار اومد لباس نو تنم كرد  تازه تر از فصل شكفتنم كرد بهار بهار یه مهمون قدیمی یه آشنای…

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
بیاین مشاعره 23 3498 hadiramesh1376
من امینم شمام خودتونو معرفی کنین 13 3209 saye
بیوگرافی سهراب سپهری 1 5078 arezootam
داستان های طنز 7 2568 guis
دانلود دیوان حافظ و گلاستان سعدی 1 1750 dorkman
زوال 0 1056 akmin91
جدید ترین آیا میدانید 91 0 2139 editor
1 اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی شیرازی 1 1349 mrbavandpoor
توانایی زبان فارسی در معادل‌سازی 0 1332 editor
زاویه دید در داستان 0 1433 editor
«بچه‌های بدشانس» دوباره به نمايشگاه می‌آيند 0 983 editor
نگاهي به مجموعه داستان «روياي مادرم» 0 1091 editor
25 فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری 0 966 editor
بیوگرافی ناصرخسرو حارث قبادیانی 0 1264 editor
بیوگرافی دکتر محمد علی اسلامی ندوشن 0 2278 editor
بیوگرافی دکتر محمد معین 0 1092 editor
آموزش قالب شعری قصیده 0 1183 editor
بیوگرافی مرتضی کاتوزیان 0 1249 editor
بیوگرافی جمشید هاشم پور 0 1131 editor
الفبای قصه نویسی 0 959 editor
شعر خلیج همیشه فارس 0 1535 editor
بیوگرافی زهرا اسدی 0 1373 editor
بیوگرافی آنتوان چخوف 0 942 editor
بیوگرافی فرشته ساری 0 1049 editor
بیوگرافی صادق هدایت 0 1279 editor
بیوگرافی خیام نیشابوری 0 1151 editor
داستان های کوتاه کوتاه 2 1820 editor
بیوگرافی حافظ شیرازی 0 2270 editor
زندگینامه مرحوم قیصر امین پور 0 9966 editor
بیوگرافی فروغ فرخزاد 0 2841 editor

شعر بهار بهار سروده محمد علی بهمنی

بهار بهار
صدا همون صدا بود
 صدای شاخه ها و ریشه ها بود
 بهار بهار
 چه اسم آشنایی ؟
صدات میاد ... اما خودت كجایی
 وابكنیم پنجره ها رو یا نه ؟
 تازه كنیم خاطره ها رو یا نه ؟
بهار اومد لباس نو تنم كرد
تازه تر از قصل شكفتنم كرد
 بهار اومد با یه بغل جوونه
 عید آورد از تو كوچه تو خونه
 حیاط ما یه غربیل
 باغچه ما یه گلدون
 خونه ما همیشه
 منتظر یه مهمون
 بهار اومد لباس نو تنم كرد
 تازه تر از فصل شكفتنم كرد
بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا كه مثل قصه ها بود
 خواب و خیال همه بچه ها بود
 آخ ... كه چه زود قلك عیدیامون
وقتی شكست باهاش شكست دلامون
 بهار اومد برفارو نقطه چین كرد
خنده به دلمردگی زمین كرد
چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
واشدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا كرد
من و با حسی دیگه آشنا كرد
 یه حرف یه حرف حرفای من كتاب شد
حیف كه همش سوال بی جواب شد
دروغ نگم هنوز دلم جوون بود
كه صب تا شب دنبال آب و نون بود
admin بازدید : 1391 چهارشنبه 05 مهر 1391 زمان : 13:5 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات

  • شاعران نامی
  • شاعران کلاسیک
  • شاعران جهان
  • نویسندگان ایرانی
  • نویسندگان جهان
  • داستان
  • شعر
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • کتاب
  • گالری تصاویر
  • نقاشی
  • آموزش
  • اخبار
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 425
  • کل نظرات : 245
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 439
  • آی پی امروز : 59
  • آی پی دیروز : 55
  • بازدید امروز : 199
  • باردید دیروز : 429
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 199
  • بازدید ماه : 5,893
  • بازدید سال : 5,893
  • بازدید کلی : 1,008,567
  • نرم افزار





















    تبلیغات